محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

133

اكسير اعظم ( فارسى )

در ابتدا ماء الشعير به عسل و يا عسل و اندك نان دهند بعده شورباى بچه مرغ يا خروس پير و بعد از آن گوشت مرغ و تيهو و دراج ديگر طيور با مصالح گرم و زرده بيضه نيمبرشت مناسب بوده و از اغذيه و اشربه و فواكه بارد رطب و كثرت امتلا پرهيزند و بعد از طعام آب نبايد نوشيد و هرچند كه ديرتر و كمتر توانند نوشيد بهتر است و اندك اندك خورند و يكبارگى سيراب نشوند بلكه عوض آب بر و العسل قناعت كنند . ذكر ادويهء مفردهء يونانيه كه نافع ربو بلغمى است : ليسيدن سير به روغن زرد بريان كرده به عسل سرشته عظيم النفع است و كذا عنصل در آرد پيچيده بريان نموده به قدر نيم ماشه سوده در شربت بزورى سرشته خوردن مجرب . و اگر غليواز را بتمامه سوخته قدرى از آن گرفته به اندكى مشك و گلاب بدهند مفيد بود . و ايضا اگر يك مثقال را تينج سائيده در دو زرده بيضه مرغ نيمبرشت بخورند و خوردن غاريقون يك مثقال تنها و با يك درم از آن با يك درم انيسون نافع است . و گويند كه نقطه سفيد دو درم به جلاب گرم خوردن مجرب است و طبيخ شبت مع سراب نيز نفع مىكند و خوردن مغز پنبه دانه هفت درم نيز نافع است و خوردن انجير تر و خشك تنها و نوشيدن مطبوخ او بجلبه مساوى داكل او مع پودينه نهرى مفيد است و حب القلت سوده به عسل سرشته ليسيدن نيز نافع نوشته و پرسياوشان مجرب سويدى هست و كذا لازم است خوردن چوزه مرغ و شرب حرمل نيز مجرب صحيح گفته و عرق پوست سبز باقلا و عرق گل نرگس و عرق شقايق النعمان و عرق شبت در قرع انبيق كشيده هر واحد بشكر نوشيدن مجرب او است و كذا تخم تمر هندى در آب تر كرده منتشر نموده سائيده و آرد باقلا و نبات آميخته حريره پخته و روغن بادام شيرين آميخته نوشيدن از مجربات او است و همچنين حريره تخم خرذب شامى تر كرده مقشر نموده سائيده با نبات پخته نوشيدن مجرب نوشته و نوشيدن سكر العشر هر روزه درم تماسى روز مجرب شريف است و شرب روغن بادام تلخ و ايرسا و عسل و يا سنبل الطيب و يا زيره به قدر يك نيم مثقال به عسل و يا بابونه و يا مرزنجوش و شم آن و يا طبخ بيخ لوف و اكل مسلوق آن و يا قفر اليهود به جندبيدستر و يا طبيخ نبات اقحوان بدون گل آن و يا اشق محلول ماء الشعير و شكر و يا طبيخ برگ كبر مع شبت يابس يا طبيخ كاشم و يا گندنا مطبوخ و ماء الشعير به عسل شيرين كرده و يا آب لبلاب و يا طبيخ بخور مريم و يا طبيخ حلبه بشكر و روغن بادام و يا تخم انجره يا برگ آن در ماء الشعير پخته و يا بيخ انيسون باصل السوس و يا بيخ برگ غار و يا آب بادروج يك اوقيه يا شورباى خروس پير مطبوخ با بسفايج و قرطم كوفته در شب و استعمال آن بصبح و يا برگ سرو و يا سقرديون و اكل آن و يا سبوس گندم دو كف فراسيون شش درم جوشانيده صاف نبوده و باز بشكر و شيره مغز بادام پخته تا به قوام حريره آيد و يا طبيخ قرصعنه و تخم جزر كه نفع عجيب دارد و يا طبيخ حرشف و اكل جرم آن و يا قطران و بانه هره خرس دودانگ بحلاب و با عرق طلح نخل و اكل كنجد مفشر و شكر و يا رزق القلق و يا خاكستر به كه آن و دوالجز او است در كوزه سوخته به عسل آميخته و يا مر به قدر باقلا تنها و مخلوط بشكر و دارچينى و يا بيخ كرم بيضاء يك مثقال و يا زفت رطب بربع اوقيه الصف آن به عسل و يا قفر اليهود مضغ و يا امجوان خشك به عسل و نمك يا تخم آن و يا كراث شامى به عسل و يا نطرون بشونيز و جلاب و يا انيسون و يا برگ فراسيون مربى به عسل و يا اسقولو قندريون يك درم با آب باديان و بخور آن و يا كندش به عسل و يا حب الغار به عسل و يا ياسمين برى به قدر يك اوقيه كوفته در يك رطل آب جوشانيده تا نصف بماند بشكر يا عسل به قوام آورده كه مجرب شريف است و يا بقله كاكنج و حب آن و يا زنجبيل و مرباى آن و يا ريه مجفف حمار وحشى به اندك كتيرا و عسل و يا لحم آن و يا تخم شبت و يا عسل و يا قلب هر حيوان ماكول و يا كباش قرنفل به عسل و يا سليخه به عسل و يا ريه ازنب به سركه عنصل و يا حب الكلى يك درم و يا خون جزر به شراب ريحانى و يا لحم و شرب شورباى آن و يا كهرباى و يا ريه ميش خشك كرده و پاكمازرپوس خشك بشكر و يا كرود يا در دهن خائيده ايام متوالى و يا ترب نيم پخته و يا ملك البطم به عسل و يا ترنج مربى به عسل و كثير دارچينى در طعام و بخور چلخوزه كباروزر بيخ سرخ آميخته به قدر نيم درم بابونه و يا مغز بادام تلخ از بيخ آميخته مع زراوند و وج و يا بيعه سائله و زرنيخ سرخ به قدر نيم درم و يا مغز جوز و زرنيخ آميخته و يا رايخ و زرنيخ سرخ مخلوط و بايد كه بعد اين بخورات حريره سبوس گندم و مغز بادام مقشر و شكر بنوشند . و گويند كه بخور بزر البنج و تخم بنادق ساخته و كذا جندبيدستر و كذا پيه ماكيان و آب پياز نيز نافع و چرب كردن سر و سينه بسر خفاش كه مكرر در روغن زنبق پخته باشند مفيد است و كذا تضميد صدر به عصاره فراسيون هر واحد نافع و باقى ادويه